آسمان ، آبی تر

آب ، آبی تر

من در ایوانم ، رعنا سر حوض

رخت می شوید رعنا

برگ ها می ریزد

مادرم صبحی می گفت : موسم دلگیری است

من به او گفتم : زندگانی سیبی است ، گاز باید زد با پوست

زن همسایه در پنجره اش ، تور می بافد ، می خواند

من (( ودا )) می خوانم ، گاهی نیز طرح می ریزم سنگی ، مرغی ، ابری

آفتابی یکدست

سارها آمده اند

تازه لادن ها پیدا شده اند

من اناری را ، می کنم دانه ، به دل می گویم

خوب بود این مردم ، دانه های دلشان پیدا بود

می پرد در چشمم آب انار : اشک می ریزم

مادرم می خندد . رعنا هم

 

سهراب سپهری

 

--------------------------

Mireille Mathieu - 1972 with English sub-title

 A quoi tu pense-dis (tell me, what you are thinking)    (with Lyrics)

 

 

© 2007 astaneh.com