واژه های جدید که اضافه می شوند به صورت ضخیم (BOLD) نمایش داده می شوند.

به ما در کامل کردن این لیست کمک کنید. لطفا واژه های آستانه ای که در لیست زیر وجود ندارد را برای ما به آدرس
 
(webmaster@astaneh.com) بفرستید. ما را با نظرات خود خرسند کنید و اگر اشکال در املای لغات و توضیح اصطلاحات وجود دارد با ما در میان بگذارید. اگر شما در آستانه یا شهر و یا روستاهای اطراف آستانه زندگی می کنید، "واژه نامه" خودتان را تهیه کنید و برای ما بفرستید،تا در صورت امکان آنرا در صفحه مجزایی قرار دهیم.

 

س ز ر د خ ح چ ج ت پ ب الف
ه و ن م ل گ ک ق ف غ ط ش

توضيح

تلفظ

واژه

شبيه ; بي بارت=بي قواره ، بد بارت= زشت
بارت آقاش:شبیه پدرش است

bArt 

  بارت

بهار خواب ،بالکن bAr khew بار خو

باروت

bAreet

  باريت

سوراخ تنور كه با آن آتش را كنترل مي كردند

bAzena (bad zaneh) 

 بازنه- باد زنه

بادي كه در 50 روز از تابستان گذشته مي وزد، و بعد از آن شنا كردن باعث سرماخوردگي مي شود

bAd panjah 

 باد پنجه

بادي كه از طرف آشناخور مي وزد، باد شرجي

bAde ashnAkhor 

بادآشناخور

برف همراه باد

bAdrooeh 

        باد رويه

کولاک و طوفان bAd dammah باد دمه
میوه که توسط باد از درخت می ریزد، معمولا درخت سیب بیشترین باد ریزه را دارد، و بادام ندارد bAdreezah باد ریزه

متكا

baleshmah

 بالشمه

بلند کردن bAfkerden باف کردن

دسته علوفه

bAfa' 

 بافه

بادیه ، کاسه bAidah بايیده
سیاهی چشم .
بب چشمت قربون
baba بب

رو به آفتاب;
باغ بر افتو (bAgh bar aftew) = باغ رو به آفتاب (نام یکی از روستاهای اطراف شازند می باشد)

bar aftew بر افتو
کنار .
از برگ گوشم رد شد
berg برگ
یکجا بنشین barrom برم ،درم
بد قیافه ، بی خیر be kheyr بخیر
بوته bottah بته

نگاه كن

bapA

  بپا

آفتاب گير، بر آفتاب

baraftew

  بر افتو

نوعي نان كه در روغن سرخ شده باشد - احتمالا تركي است

borsAgh

   برساق

برف سبك و بدون آب

barf khAka

  برف خاک

برف آبدار

barf liah

  برف ليه

هويج ايراني-زردك

bekhe zemin

  بخه زمين

برادر

berAr

  برار

غذایی که با آرد و روغن حیوانی درست می کردند، مخصوصا زنی که تازه زایمان کرده باشد borooshtorook برشتروک

به تو ، بهت;
بشش گفتم که بشت بگه ، بشت نگفت؟ (beshesh goftem ke beshet bagah, beshet nagoft)=به او گفتم که به تو بگوید، به تو نگفت؟

beshet بشت
به او ، بهش beshesh بشش

دم كردن هوا

bogh kerden

  بق كردن

تاخونه، كمدي ديواري، براي نگه داري نان، و ساير خوراكي ها

boghyah

  بقيه

بگذار/بل برم=بگذار بروم

bal 

بل

بد شکل و بی ریخت belA jebin بلاجبین

طناب ، بند. اونگ از چگار در بید، بنش قرپید افتاد تیفید ewenga ez chegAr dor bid, bannesh gherpid, eftd, tifid  = آونگه انگور از سقف آویزان بود ، نخش پاره شد، افتاد و از هم پاشید).

bann بن

هد هد، شانه به سر

boo boo konak

  بو بو كنك

بام

boon

  بون

تیله.
بورول بازی:تیله بازی
boorool بورول

نوعي روانداز كتاني دست باف مثل جاجيم مي بافند

Boorah

  بوره

بستان، جاليز
بوسون خیار

boosoon 

 بوسون

علوفه اي كه يك گاو يا گوسفند به آن دهن زده باشد

boozedah

  بوزده

پدر bewwah بووه
حرفی که به کسی می زدند و ناراحت می شد می گفتند be terengesh barkhord به ترنگش برخورد
نفرین مادر به کودکان شیطون (مریض شدن و لرزیدن و در رختخواب افتادن ) be pit biAy hey به پیت بیای هی
حرفی که به کسی می زدند و ناراحت می شد می گفتند be tirishe ghobAsh bar khord به تیریش قباش بر خورد
زیر شلواری birjAmah بیر جامه

بو دادن ،ذرت یا گندم بو دادن
ببیریجن (baberijjon)
= بو بده

birijonnen بیرجنن

جغد- تركي

beighosh 

 بيقوش

زمینه یا رنگ پوست .
بیم رش می برف :پوستش سفیده ؛ بیم قالیه قرمزه
beem بیم
عقد نامه bizarnomah بالای صفحه     بیزرنامه

 

 

 

 

 

      

نظر بدهید

در این قسمت شما می توانید با پر کردن فرم زیر به ما ایمیل بزنید و نظرات خود را راجع به این صفحه بنویسید.

همچنین اگر واژه ای وجود دارد که در این بخش ذکر نشده است می توانید آنرا در اختیار ما قرار دهید.

نام و نام خانوادگی

آدرس  ایمیل:

  توضیحات: