واژه های جدید که اضافه می شوند به صورت ضخیم (BOLD) نمایش داده می شوند.

به ما در کامل کردن این لیست کمک کنید. لطفا واژه های آستانه ای که در لیست زیر وجود ندارد را برای ما به آدرس
 
(webmaster@astaneh.com) بفرستید. ما را با نظرات خود خرسند کنید و اگر اشکال در املای لغات و توضیح اصطلاحات وجود دارد با ما در میان بگذارید. اگر شما در آستانه یا شهر و یا روستاهای اطراف آستانه زندگی می کنید، "واژه نامه" خودتان را تهیه کنید و برای ما بفرستید،تا در صورت امکان آنرا در صفحه مجزایی قرار دهیم.

 

س ز ر د خ ح چ ج ت پ ب الف
ه و ن م ل گ ک ق ف غ ط ش

توضيح

تلفظ

واژه

پلكان

pArchinah

         پارچينه

نوعي سبزي با برگ هاي پهن كه در فصل بهار مي رويد، واز آن براي پختن بوراني استفاده مي كنند

pA ghazghon

  پا قزغن

كسي كه در برابر مزدي، از مزرعه كشاورزان نگهداري مي كند

pAkkAr

  پاكار

گيوه

pAlA

 پالا

کفاش ،کفش دوزک pAlA dooz پالا دوز،پینه دوز

دماغ;
پیتم اشکس: دماغم شکست

pett

  پت

كسي كه آب دماغش هميشه آويزان است

petto

  پتو

چوب هاي كوتاه ونسبتا نازكي كه در سقف خانه هاي گلي،دربين تيرها(چوب هاي صنوبر سقف)قرار مي دهندو روي آن حصيروبعد گل و خاك مي ريختند

partee

 پرتي

دست و پا زدن perti pertel پرتی پرتل
پوست گرفتن گندم یا جو perezonnen پرزنن
غذایی از نان خشک ، پنیر خورد شده و شوید perz panir پرز پنیر
جرقه آتش

perekhsha'

پرخشه

نخ كلفت کاربرد در پالا (گیوه )

park

 پرك

پر مدعا por meddA پر مدا

وصله

parro

  پرو

پر رو
چینی پر ری و پر مدا ی که می از پت فیل افتاده
 (chini porree o por meddAya ke mey ez pette feel eftadah) = چنان پر رو و پر ادعا است که انگار از دماغ فیل افتاده است.

porree پری

پرش
با موتورم چینی پرشت زدم که رفتم ده قیق آسمون
 (bA motorem chini peresht zedem ke raftem de gheeghe Asemon) = با موتورم چنان پرش کردم که به اوج آسمان رفتم

peresht پرشت
پلیسه pereshkah پرشکه

مگس

pakhshah

  پخشه

پشه

pakhshah koorah

   پخشه كوره

فوت

pof

 پف

پس فردا pas sobA پس صبا

غروب - فارسي اصيل

paseen

  پسين

جدا كردن گوشت از چربي وساير ضايعات- اصطلاح قصابي

pessA kerden

  پسا كردن

عطسه peshkah پشکه
پتک pok پک

قسمت جلو كرت كه براي آبياري باز يا بسته مي شود

pala

پله

نوعي گندم پخته شده و خشك شده كه درپختن غذا به كار مي رود

pellah

   پله

مدفوع خشك گوسفند، و بز

pegher

 پغر

جگر سفيد، شش

pofi 

پفي

خوشه خيلي كوچك انگور

pengalah

  پنگاله

پنهان

penom

  پنوم

ناپاك

peess

  پيس

چراغی که با پی و روغن می سوزد pee sooz پی سوز
ساقه .
پیش گنم :ساقه گندم
pish پیش
خاشاک pishAl پیشال
پهلو.
یه سقلم ای زد پیکم که مخاس جونم درا
piikah پیکه

پول

peel

 پيل

سنگ

peel

 پيل

سنگي بين قله خرابه و سر دهنه كهريزمحله بالا كه شكل زني با چهار پستان را داشت، زنها بچه هاي بيمار راپاي سنگ مي خوابانند :اي پيل چارپسون--- يا مرادش بده يا جونش بسون

peele chAr pesoon

  پيل چارپسون

ورم کردن .
دنونم پیله کرده
peelah پیله

پونه

peenah

  پينه

ريختن خاكستر روي برف هاي مزرعه، براي زود تر آب شدن برف، براي شروع كار كشاورزي

pirigez

  بالای صفحه         پيريگز

 

 

 

 

 

       

نظر بدهید

در این قسمت شما می توانید با پر کردن فرم زیر به ما ایمیل بزنید و نظرات خود را راجع به این صفحه بنویسید.

همچنین اگر واژه ای وجود دارد که در این بخش ذکر نشده است می توانید آنرا در اختیار ما قرار دهید.

نام و نام خانوادگی

آدرس  ایمیل:

  توضیحات: