واژه های جدید که اضافه می شوند به صورت ضخیم (BOLD) نمایش داده می شوند.

به ما در کامل کردن این لیست کمک کنید. لطفا واژه های آستانه ای که در لیست زیر وجود ندارد را برای ما به آدرس
 
(webmaster@astaneh.com) بفرستید. ما را با نظرات خود خرسند کنید و اگر اشکال در املای لغات و توضیح اصطلاحات وجود دارد با ما در میان بگذارید. اگر شما در آستانه یا شهر و یا روستاهای اطراف آستانه زندگی می کنید، "واژه نامه" خودتان را تهیه کنید و برای ما بفرستید،تا در صورت امکان آنرا در صفحه مجزایی قرار دهیم.

 

س ز ر د خ ح چ ج ت پ ب الف
ه و ن م ل گ ک ق ف غ ط ش

توضيح

تلفظ

واژه

راه بام، خرپشته

raboon

 رابون

راست دست rAssAl راسال

پاروكردن برف به اندازه يك پارو در حياط وخيابان، براي ايجاد مسير
رچم بیر و بیا (rechcheme beyro biA) = در مسیری که ایجاد کرده ام بیا

rech endakhtan

 رچ انداختن

رودخانه rokhoonah(rookhoonah) رخونه

طاقچين زير سقف

ra'fa'

 رفه

روشن rooshoon روشون
ران roon رون

بچه به زبان مادرانه و عزيز داشتن كسي

roolah

 روله

رخ ree ری

رو،بالا
ری به ایلا برو اوخ بپیچ ری به اولا (ree be illA barew ovakh bapich ree be olla) = رو به آن طرف برو و سپس به آن طرف بپیچ.

ree ری

برشته شدن خوشه سبز گندم

zeberdeh

 زبرده

نوعی قالیچه تقریبا یک متر و نیمی ، یک زر معادل صد و پانزده سانتی متر است

zar o neem زر و نیم

نوعي علف وحشي صحرايي خوشبو كه روي ماست مي ريزند

zarangiah

 زرن گياه

زود زود zertAzer زرتازرت

محلي كه زمين آن هميشه نمناك، باحفره هايي از آب وگل است،ومعمولا درتمام سال خشك نمي شود

zeghgh

  زق

خیره شدن به چیزی (زاق شدن ) zogh zeden زق زدن
مور مور کردن جایی از بدن .
کلکم چینی زق مزنه (kallekem chini zogh mezenah)= انگشتم چنان مور مور می کند.
zogh zeden زق زدن

زمين زق، معمولا نزديك رودخانه، يا جاهاي پست وپايين تر ازسطح آبهاي زيرزميني

zeghgh zAr

  زق زار

آب بسيار كمي كه از زمين يا كنار دره اي قطره قطره مي چكد، مثل سرچشمه يك جوي خيلي كوچك

zeghghe choollah

  زق چوله

شير اوليه گاو تازه زاييده

zekk 

زك

آدم زرنگ و كمي هم زور گو
آدم زلیه

zell

 زل

آتش گداخته، مثل زغالي كه كاملا سرخ شده باشد وجرقه به اطراف پخش كند

zell

 زل

زغال سرخ یا آتش سوزان zell زل
خیره.
زل نپا : خیره نگاه نکن
zell زل

نفرین
ای زل درد گرفته یا زل درد بیری هی . / ارسال شده توسط سعید شریفی

zala dard زل درد

زهره
زلم او شد(zalam ew shod) = زهره ام آب شد

zalah زله

ستاره پرنوري كه هنگام سپيده در آسمان است، شايد ستاره شمالي

zell-e sobh 

زل صبح

وسيله اي كه براي حمل مصالح ساختماني استفاده مي شود وتوسط دونفرحمل مي شود

zemmah

زمه

درد سوزنی ،تیر کشیدن.
گردم چینی زنشت مزنه که می جوال دوز هشتن و درن مککوَن
(gordam chini zenesht mezenah ke mey joAl dooz hashtan o deran mekko'an)
پشتم چنان می سوزد که انگار جوال دوز گذاشتند و دارند می کوبند.
zenesht زنشت
باکف دست به پهلوی کسی زدن ،نوک زدن zoghgheli ذوقولی

زير آبي شنا كردن

zeerew

  زير او

صبحانه

zeer gheiloon

 زير قيلون

ماده اي خوردني كه از درختهاي بادام و زرد آلو ترشح مي شود ورنگش زرد يا نارنجي است

zeedee

بالای صفحه        زيدي

 

 

 

 

 

       

نظر بدهید

در این قسمت شما می توانید با پر کردن فرم زیر به ما ایمیل بزنید و نظرات خود را راجع به این صفحه بنویسید.

همچنین اگر واژه ای وجود دارد که در این بخش ذکر نشده است می توانید آنرا در اختیار ما قرار دهید.

نام و نام خانوادگی

آدرس  ایمیل:

  توضیحات: